تبلیغات
مهراوه

مهراوه
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید ؟





در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ی ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سربرداشتم و در بالای غرور قامت کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند… تا حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد وکار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه ی زیستنم …..



پست ثابت



طبقه بندی: هنری،
برچسب ها: جملات زیبا، هنری، جملات ادبی،
[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ ساحل ]
نظرات

رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.

سالروز وفات حضرت رقیه بنت الحسین (ع) تسلیت باد



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: حضرت رقیه، سه ساله امام حسین، شهید کوچک،
[ دوشنبه 25 آبان 1394 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ ساحل ]



طبقه بندی: هنری،
برچسب ها: عکس نوشته، ثروتمند، خانواده، دوست،
[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 09:47 ب.ظ ] [ ساحل ]
[ یکشنبه 10 آبان 1394 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/djuo2159.jpg

صبرت از پای درآورده شکیبایی را

ای که سوزانده غمت لاله ی صحرایی را

دل به دریا بزند هر که دلش بی تاب است

تو به صحرا زده ای آن دل دریایی را

داغت ان قدر زیاد است که غم کرده علَم

در دل سوخته ات خیمه ی تنهایی را

دیده ای آنچه تماشا نشود با هر چشم

و کسی جز تو ندید آن همه زیبایی را

دم به دم خطبه ی غرّای تو تیغ علوی ست

بر سر انداخته ای چادر زهرایی را

قلم از لحن تو سرمشق متانت برداشت

از تو آموخت سخن، شیوه ی شیوایی را

آه ای سنگ صبور دل بی تاب رباب

باز آرام بخوان نغمه ی لالایی را

شاعر: سیده تکتم حسینی


السلام علیک یا ام المصائب یا زینب کبری(س)



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: حضرت زینب(س)، شعر عاشورایی، و کسی جز تو ندید این همه زیبایی را،
[ دوشنبه 4 آبان 1394 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ ساحل ]
«حر بن یزید ریاحى» اولین كسى بود كه آب را به روى « امام حسین» بست و اولین كسى شد كه خونش را براى «او» داد...
"عمر سعد" ، اولین كسى بود كه به «امام» ﻧﺎﻣﻪ نوشت و دعوتش كرد براى آنكه رهبرشان شود و اولین كسى شد كه تیر را به سمت او پرتاب كرد...
و "شمرى" كه سر «امام حسین» (علیه السلام) را برید، همان جانباز جنگ صفین بود كه تا مرز شهادت پیش رفت...

چه كسى مى داند آخر كارش به كجا مى رسد!؟

دنیا دار ابتلاست.
با هر امتحانى،
چهره اى از ما آشكار مى شود،
چهره اى كه گاهى خودمان را شگفت زده میكند...!

چطور مى شود در این دنیا بر كسى خرده گرفت و خود را ندید!؟

مى گویند «خداوند» داستان ابلیس را تعریف كرد تا بدانى نمى شود به «عبادتت» ، به «تقرّبت» ، به «جایگاهت»  اطمینان كنى.
«خدا» هیچ تعهدى براى آنكه «تو» همان كه هستى، بمانى، ندارد...!

{ اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً }
کل یوم عاشورا
کل عرض کربلا



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: عاشورا، کربلا، امام حسین، شمر، حر ریاحی،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ ساحل ]

کم کم غروب واقعه از راه می رسید

یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید

 

این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود

آتش میان سینه ی او شعله می کشید

 

راهی نمانده بود برایش به غیر صبر

باید دل از عزیز سفر کرده می برید

 

مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش

قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید

 

آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد

باید حماسه پشت حماسه می آفرید

 

شاعر: مطهره عباسیان

 




طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: زینب کبری، کربلا، عاشورا، امام حسین،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/fgfgg123.jpg

شب، شبِ اشک و تماشاست اگر بگذارند

لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

 
فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است

با تو هر ثانیه رویاست اگر بگذارند

 
ساقی ات رفته و ای کاش که او برگردد

مشک او حامل دریاست اگر بگذارند

 
آب مال خودشان چشم همه دلواپس

خیمه ها تشنه سقاست اگر بگذارند

 
سنگ ها در سخنت هم نفس هلهله ها

لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند

 
تشنه ای آه و دارد لب تو می سوزد

آب مهریه زهراست اگر بگذارند

 
بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو

یک نگاه تو تسلّاست اگر بگذارند

 
رفتی و دختر تو زمزمه دارد که کفن...

...کهنه پیراهن باباست اگر بگذارند

 
شاعر: سید محمد رضا شرافت

 اعمال روز عاشورا

روز دهم: روز شهادت اَباعَبْدالله الحُسَیْن علیه السلام و روز مصیبت و حزن ائمّه اطهارعَلیهمُ السلام و شیعیان ایشان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردند و از براى خانه خود چیزى ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت حضرت امام حسین علیه السلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوى که در ماتم عزیزترین اولاد و اَقای خود اشتغال مى نمایند و زیارت کنند آن حضرت را به زیارت عاشوراء که بعد از این بیاید انشاءالله تعالى و سعى کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواریمان براى حسین علیه السلام
وَجَعَلَنا وَاِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ
و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدى از خاندان محمد علیهم السلام

و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند روایت شده که چون حضرت موسى علیه السلام مامور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او اوّل چیزى که در وقت ملاقات بین ایشان مذاکره شد آن بود که آن عالِم حدیث نمود براى حضرت موسى مُصیبَتها و بلاهایى که بر آل محمد عَلیهمُ السلام وارد مى شود پس گریستند هر دو و سخت شد گریستن ایشان .

و روایت شده از ابن عبّاس که گفت در ذیقار خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدم صحیفه اى بیرون آورد به خطّ خود و املاء پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحیفه بود مَقْتَلِ امام حسین علیه السلام و آنکه چگونه کشته مى شود و کى مى کشد او را و کى یارى مى کند او را و کى با او شهید مى شود پس گریه کرد آن حضرت گریه سختى و مرا به گریه درآورد فقیر گوید که اگر مقام را گنجایش بود مختصر مَقْتَلى در اینجا ذکر مى کردم لکن محلّ را گنجایش نیست هرکه خواهد رجوع کند به کُتُبِ ما در مَقْتَل

و بالجمله اگر کسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد .

و خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده که خداوند رحمان نظر رحمت به سوى او کند .


ادامه مطلب...

طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: اعمال روز عاشورا، شهادت امام حسین(ع)، شعر عاشورا، محرم،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ ساحل ]

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/29hossein10.jpg

گوش کن، گوش بده
قصه گو باید شد
و منم راوی آن قصه ی تلخ
گوش کن قصه ی من
قصه ی بودن نخلیست صبور
که شهادت می داد؛ فاطمه سیلی خورد
و علی فاتح خیبر آن روز
چاه را همدم شد ...
صلح آن روز حسن
خود پیام آور مظلومیتی بود غریب
و دگر باره حسین
که ز خون ساخت وضو
تا ابد کرب و بلا را به دلم محشر ساخت
آه اما اکنون
قصه ام، قصه ی مردیست صبور
گوشه ی کرب و بلا
یک نفر افتاده ست
نه حسین است و نه حر
و علی اکبر نیست
او علمدار سپاه است که یک مشک به دندان دارد
تیر در چشم ابوالفضل نشسته است غریب
آه اما لب او تشنه ی لبیک حسین
دست در پیکر او نیست ولی
او علمدار سپاه است هنوز
اوست فرزند علی
که ز مادر آموخت
دور فرزند علی باید گشت
و برای پسر فاطمه از خویش گذشت
اوست عباس علمدار سپاه
روشنایی بنی هاشم از اوست
اوست فرزند علی
مادرش فاطمه نیست
لیک اما آن روز
روز آن حادثه ی عاشورا
پیکرش فاطمه را ناظر بود
که به مظلومیتش سخت گریست
دست عباس، علمدار سپاه
باب حاجات من است
و خدا می داند آرزویی دگر است
زائر تربت پاکش بودن

یاعباس


شاعر: فرزانه رفیعی



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: تاسوعا، عباس علمدار، شهادت قمر بنی هاشم، محرم، شعر آیینی،
[ جمعه 1 آبان 1394 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/hhgf147.jpg

تا دست بسته باز کنی مشت آب را


داغت شکست هفت کمر پشت آب را


نقش هزار زلزله بر شط پدید شد

تا ریختی به روی زمین مشت آب را


دستت به آب لب نزد و لب به آب ، دست

حیران نهاده‌ای به لب انگشت آب را


از ساحل تو آب عطشناک می‌رود

در حسرت لب تو طمع کشت آب را


با آب دست و پنجه کمی نرم کرده، سخت

مالیده‌ای به خاکِ ادب پشت آب را

(سید شهاب الدین موسوی)

***

در پیچ و تاب غیرت خود آب می شوی

سقای تشنه ، تشنه ی نایاب می شوی


غصه نخور كه علقمه هم معرفت نداشت

تنها تویی كه معرفت ناب می شوی


وقتی علی به شهر رسول خدا در است

حالا تو هم برای اخا باب می شوی


پشت سر برادر خود راه می روی

یعنی تویی كه سایه ی ارباب می شوی





طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: تاسوعا، شهادت قمر بنی هاشم، شعر عاشورایی، محرم،
[ پنجشنبه 30 مهر 1394 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/dghu2569.jpg

شنیدستم که در روز ازل آن خالق یکتا

بگفتا: کز می  وصلم لبالب ساغری دارم

که می نوشد می وصلم، که می پوید ره عشقم؟

که می گوید که من در سر، عشق داوری دارم؟

تمام انبیاء زان می به قدر حوصله خوردند

حسین بن علی گفتا: در این سودا سری دارم

ندا آمد دو دست بی گنه از تن جدا خواهم

بگفتا: حضرت عباس میر لشکری دارم

ندا آمد جوانی بایدت صد پاره از خنجر

بگفتا: هیجده ساله علی اکبری دارم

ندا آمد که طفلی را نشان تیر می خواهم

بگفتا: بارالها شیرخواره اصغری دارم

ندا آمد که مطبخ را گلستان می کنی یا نه؟

بگفتا: بارالها بهر آن مطبخ سری دارم

ندا آمد ز سیلی عارض گلنار می خواهم

بگفتا: بار الها من سه ساله دختری دارم


السلام علیک یا ابا عبدالله...




طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: شعر عاشورا، امام حسین(ع)، عهد ازلی، علی اکبر، حضرت عباس، علی اصغر،
[ پنجشنبه 30 مهر 1394 ] [ 09:10 ق.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/fgfgg123.jpg

عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود ...

یادمــــان باشد :

  اول نمــاز حســین، بعد عــزای حسین

اول شعــور حسـینـی، بعد شــور حسینی

محــرم و صفــر زمان بالیــدن است نه فقـط نــالیــدن

بســاطش آمــوزه است نه مــوزه

تمــرین خــوب نگـریســتن است نه فقــط خــوب گـریســتن

نمـاد شعــور مذهــب است نه فقـط شــور مذهــب...




طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: امام حسین(ع)، کربلا، محرم، عاشورا، درسهای محرم،
[ یکشنبه 26 مهر 1394 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/dfhjiit59213.jpg

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا


 بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

 
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

 بـه بـوی سیـب، زمـینِ غم و حـسین غریـبش

 
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

 به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

 

سـلام من بــه مـحـرم  بـه کـربـلا و جـلالــش

 به لحظه های پـر از حزن غرق درد و ملامش

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

 بـه بــی نـهــایــت داغ  دل شـکــستــه زیـنـب

 

سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل

 بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

 
 سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر

 بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

 
سلام من بـه محرم  بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

 به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

 

سلام من بـه محرم  بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

 بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

 
سلام من به محـرم  به شـور و حـال عیـانـش

 سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

 ****
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
فرا رسیدن ماه محرم بر همگان تسلیت باد

 



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: ماه محرم، امام حسین(ع)، عاشورا، سلام من به محرم،
[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 07:42 ب.ظ ] [ ساحل ]



و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله



کام ما تلخ است و دل غمگین قربان منا ست
سیل اشک مؤمنان جاری ز باران منا ست


لعن و نفرین بر شما پس مانده های بولهب
آتش بغض شما افتاده بر جان منا ست


چشم "زمزم" اشکبار و بی گمان حتی "غدیر
شک ندارم مثل ما اینک پریشان منا ست...


یوسف زهرا! فدایت! من که میدانم کنون
آن دل دریایی ات درگیر طوفان منا ست

بر خروشید ای مسلمانان عالم!یا علی!
داد مظلومان ستاندن، "رمی شیطان" منا ست

العجل! مولا بیا، تنهایی و غربت بس است
خیره بر دیوار کعبه، چشم گریان منا ست...


شاعر: زینب علی آبادی

 
معابر و خیابان‌های تهران، مشهد، قم و سایر شهرهای ایران امروز مملو از جمعیت عزاداری بود که در غم و اندوه از دست دادن 464 نفر از هموطنانشان در روز عید قربان در مکه و منا به دلیل بی‌تدبیری مقامات آل سعود در گرمای طاقت‌فرسا و تشنگی بیش از حد در سرزمین وحی جان باختند. کبوتران سبکبالی که با لباس سپید احرام به سوی معبودشان پر کشیدند. آنان که مانند مولایشان ابا عبدالله اگرچه حجشان به ظاهر نیمه تمام ماند ولی در حقیقت کامل ترین حج را به جا آوردند چرا که پس از توبه و استغفار و انشاالله آمرزش الهی ، مظلومانه و با لب تشنه به سوی معبود شتافتند. روحشان شاد. خداوند به بازماندگان این فاجعه عظیم صبر و اجر عنایت نماید.



طبقه بندی: دل نوشته ها،
برچسب ها: وداع با زائران حرم، مهاجر الی الله، قربان و منا، دلنوشته،
[ یکشنبه 12 مهر 1394 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/fhjk1258.jpg

سلام دوستان عزیز و گرامی. عید غدیر خم بر شما مبارک. شعری به مناسبت این روز فرخنده ، سرودم که تقدیمتان می کنم.
این دسته گل هم تقدیم همه شما همراهان گرامی به مناسبت این روز عزیز. یاد و نام همه درگذشتگان فاجعه منا ، گرامی و روحشان شاد.

در آخرین حج نبی
حاجیان مسرور از دیدار دوست
در ره برگشت از وادی نور
پیک حق آمد که ای ختم رسل
باز گو پیغام دوست
گر نگویی دین تو ناکامل است
این همه سعی و تلاشت ، باطل است
ابلاغ کن وحی خدا
بر مومنان و شیعیان
باشد  وصی و جانشین
بعد از تو حیدر مرتضی  ....
آسمان در هلهله
عرشیان لبیک گو
فرشیان انگشت حیرت بر دهان
جملگی در انتظار .....
ندا داد احمد که ای حاجیان باز گردید
پیغام حق را بشنوید و شاد گردید
دست علی مرتضی ، در دست خود بالا گرفت
من کنت مولاه مسلمین
مولایتان اینک علی
بر مومنان و شیعیان
او هم وصی و هم ولی ....
آسمان غرق سرور
قدسیان تسبیح گو
خم سراسر شور و نور
خاکیان تبریک گو
علی ، آن زاهد شبهای تار
علی، شیر خدا در کارزار
علی، آن یار مظلومان
علی، آن خسرو خوبان
علی عدل مجسم ، چشمه ی ایمان
شده اینک وصی و جانشین
که باشد غیر او  شایسته و برحق ترین ؟
او شه مردان حق، او نور چشم مصطفی
او نگین آفرینش ، همسر خیرالنسا
ولایت با وجود او چنین معنا گرفت
و عالی نام او در آسمان ، ماوا گرفت
و خدا خواست که نامش به جهان شهره شود
هم ره و مکتب او نزد همه اسوه شود
و چنین بود که شد دین خدا کامل از او
و ثریا و ثری، چشم دل دوخت  به سوی جهت و مکتب او ....


ساحل




طبقه بندی: دل نوشته ها،
برچسب ها: شعر غدیر، عید غدیر، دلنوشته،
[ جمعه 10 مهر 1394 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/en5334.jpg

حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه ی شیعیان ، تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

*****
غافل مشو از عید غدیر و برکات
امروز خدا گشوده است باب نجات
جبریل و ملائک همه با امر خدا
سر داده ز گل دسته ی هستی صلوات

عید سعید غدیر خم مبارک باد

*****

آغاز علی بود و علی حُسن ختام  / او اول و آخر است به دین اسلام

در عید غدیر خم فرستد صلوات  / هر کس که و را علی ولی گشت و امام

*****

گل همیشه بهارم غدیر آمده است‏
شراب کهنه ما در خم جهان باقى است

خداى گفت که " اکملت دینکم " ، آنک‏
نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است

قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان‏
ولایت على و آل ، جاودان باقى است

گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق‏
به نام پاک تو در ذهن مردمان باقى است

" سید مصطفى موسوى گرمارودی "

*****
امید خدا به ما نویدی بدهد  / در عید غدیر اجر مزیدی بدهد

از برکت ذکر یا علی و صلوات  / حق با فرجش بر همه عیدی بدهد





طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: عید غدیر، عید ولایت،
[ پنجشنبه 9 مهر 1394 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ ساحل ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم
گر تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



در این وبلاگ
در كل اینترنت
تماس با ما