تبلیغات
مهراوه

مهراوه
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید ؟





  • آمده ام که سر نهم، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
آمده ام چو عقل و جان ، از همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
آمده ام که ره زنم ، بر سر گنج شه زنم
آمده ام که زر برم ، زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می کند

پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

آنکه ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنکه ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

در هوس خیال او همچو خیال گشته ام

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
 
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

گفت بخور نمی خوری پیش کسی دگر برم


مولوی



طبقه بندی: هنری،
برچسب ها: مولوی، اشعار مولانا، هنری، آمده ام که سر نهم...،
[ یکشنبه 4 مرداد 1394 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ ساحل ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم
گر تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



در این وبلاگ
در كل اینترنت
تماس با ما