تبلیغات
مهراوه

مهراوه
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید ؟






رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.

سالروز وفات حضرت رقیه بنت الحسین (ع) تسلیت باد



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: حضرت رقیه، سه ساله امام حسین، شهید کوچک،
[ دوشنبه 25 آبان 1394 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ ساحل ]



طبقه بندی: هنری،
برچسب ها: عکس نوشته، ثروتمند، خانواده، دوست،
[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 09:47 ب.ظ ] [ ساحل ]
[ یکشنبه 10 آبان 1394 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/djuo2159.jpg

صبرت از پای درآورده شکیبایی را

ای که سوزانده غمت لاله ی صحرایی را

دل به دریا بزند هر که دلش بی تاب است

تو به صحرا زده ای آن دل دریایی را

داغت ان قدر زیاد است که غم کرده علَم

در دل سوخته ات خیمه ی تنهایی را

دیده ای آنچه تماشا نشود با هر چشم

و کسی جز تو ندید آن همه زیبایی را

دم به دم خطبه ی غرّای تو تیغ علوی ست

بر سر انداخته ای چادر زهرایی را

قلم از لحن تو سرمشق متانت برداشت

از تو آموخت سخن، شیوه ی شیوایی را

آه ای سنگ صبور دل بی تاب رباب

باز آرام بخوان نغمه ی لالایی را

شاعر: سیده تکتم حسینی


السلام علیک یا ام المصائب یا زینب کبری(س)



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: حضرت زینب(س)، شعر عاشورایی، و کسی جز تو ندید این همه زیبایی را،
[ دوشنبه 4 آبان 1394 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ ساحل ]
«حر بن یزید ریاحى» اولین كسى بود كه آب را به روى « امام حسین» بست و اولین كسى شد كه خونش را براى «او» داد...
"عمر سعد" ، اولین كسى بود كه به «امام» ﻧﺎﻣﻪ نوشت و دعوتش كرد براى آنكه رهبرشان شود و اولین كسى شد كه تیر را به سمت او پرتاب كرد...
و "شمرى" كه سر «امام حسین» (علیه السلام) را برید، همان جانباز جنگ صفین بود كه تا مرز شهادت پیش رفت...

چه كسى مى داند آخر كارش به كجا مى رسد!؟

دنیا دار ابتلاست.
با هر امتحانى،
چهره اى از ما آشكار مى شود،
چهره اى كه گاهى خودمان را شگفت زده میكند...!

چطور مى شود در این دنیا بر كسى خرده گرفت و خود را ندید!؟

مى گویند «خداوند» داستان ابلیس را تعریف كرد تا بدانى نمى شود به «عبادتت» ، به «تقرّبت» ، به «جایگاهت»  اطمینان كنى.
«خدا» هیچ تعهدى براى آنكه «تو» همان كه هستى، بمانى، ندارد...!

{ اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً }
کل یوم عاشورا
کل عرض کربلا



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: عاشورا، کربلا، امام حسین، شمر، حر ریاحی،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ ساحل ]

کم کم غروب واقعه از راه می رسید

یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید

 

این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود

آتش میان سینه ی او شعله می کشید

 

راهی نمانده بود برایش به غیر صبر

باید دل از عزیز سفر کرده می برید

 

مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش

قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید

 

آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد

باید حماسه پشت حماسه می آفرید

 

شاعر: مطهره عباسیان

 




طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: زینب کبری، کربلا، عاشورا، امام حسین،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ ساحل ]
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/fgfgg123.jpg

شب، شبِ اشک و تماشاست اگر بگذارند

لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

 
فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است

با تو هر ثانیه رویاست اگر بگذارند

 
ساقی ات رفته و ای کاش که او برگردد

مشک او حامل دریاست اگر بگذارند

 
آب مال خودشان چشم همه دلواپس

خیمه ها تشنه سقاست اگر بگذارند

 
سنگ ها در سخنت هم نفس هلهله ها

لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند

 
تشنه ای آه و دارد لب تو می سوزد

آب مهریه زهراست اگر بگذارند

 
بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو

یک نگاه تو تسلّاست اگر بگذارند

 
رفتی و دختر تو زمزمه دارد که کفن...

...کهنه پیراهن باباست اگر بگذارند

 
شاعر: سید محمد رضا شرافت

 اعمال روز عاشورا

روز دهم: روز شهادت اَباعَبْدالله الحُسَیْن علیه السلام و روز مصیبت و حزن ائمّه اطهارعَلیهمُ السلام و شیعیان ایشان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردند و از براى خانه خود چیزى ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت حضرت امام حسین علیه السلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوى که در ماتم عزیزترین اولاد و اَقای خود اشتغال مى نمایند و زیارت کنند آن حضرت را به زیارت عاشوراء که بعد از این بیاید انشاءالله تعالى و سعى کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواریمان براى حسین علیه السلام
وَجَعَلَنا وَاِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ
و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدى از خاندان محمد علیهم السلام

و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند روایت شده که چون حضرت موسى علیه السلام مامور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او اوّل چیزى که در وقت ملاقات بین ایشان مذاکره شد آن بود که آن عالِم حدیث نمود براى حضرت موسى مُصیبَتها و بلاهایى که بر آل محمد عَلیهمُ السلام وارد مى شود پس گریستند هر دو و سخت شد گریستن ایشان .

و روایت شده از ابن عبّاس که گفت در ذیقار خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدم صحیفه اى بیرون آورد به خطّ خود و املاء پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحیفه بود مَقْتَلِ امام حسین علیه السلام و آنکه چگونه کشته مى شود و کى مى کشد او را و کى یارى مى کند او را و کى با او شهید مى شود پس گریه کرد آن حضرت گریه سختى و مرا به گریه درآورد فقیر گوید که اگر مقام را گنجایش بود مختصر مَقْتَلى در اینجا ذکر مى کردم لکن محلّ را گنجایش نیست هرکه خواهد رجوع کند به کُتُبِ ما در مَقْتَل

و بالجمله اگر کسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد .

و خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده که خداوند رحمان نظر رحمت به سوى او کند .


ادامه مطلب...

طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: اعمال روز عاشورا، شهادت امام حسین(ع)، شعر عاشورا، محرم،
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ ساحل ]

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/527/1580145/29hossein10.jpg

گوش کن، گوش بده
قصه گو باید شد
و منم راوی آن قصه ی تلخ
گوش کن قصه ی من
قصه ی بودن نخلیست صبور
که شهادت می داد؛ فاطمه سیلی خورد
و علی فاتح خیبر آن روز
چاه را همدم شد ...
صلح آن روز حسن
خود پیام آور مظلومیتی بود غریب
و دگر باره حسین
که ز خون ساخت وضو
تا ابد کرب و بلا را به دلم محشر ساخت
آه اما اکنون
قصه ام، قصه ی مردیست صبور
گوشه ی کرب و بلا
یک نفر افتاده ست
نه حسین است و نه حر
و علی اکبر نیست
او علمدار سپاه است که یک مشک به دندان دارد
تیر در چشم ابوالفضل نشسته است غریب
آه اما لب او تشنه ی لبیک حسین
دست در پیکر او نیست ولی
او علمدار سپاه است هنوز
اوست فرزند علی
که ز مادر آموخت
دور فرزند علی باید گشت
و برای پسر فاطمه از خویش گذشت
اوست عباس علمدار سپاه
روشنایی بنی هاشم از اوست
اوست فرزند علی
مادرش فاطمه نیست
لیک اما آن روز
روز آن حادثه ی عاشورا
پیکرش فاطمه را ناظر بود
که به مظلومیتش سخت گریست
دست عباس، علمدار سپاه
باب حاجات من است
و خدا می داند آرزویی دگر است
زائر تربت پاکش بودن

یاعباس


شاعر: فرزانه رفیعی



طبقه بندی: فرهنگی مذهبی،
برچسب ها: تاسوعا، عباس علمدار، شهادت قمر بنی هاشم، محرم، شعر آیینی،
[ جمعه 1 آبان 1394 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ ساحل ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم
گر تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



در این وبلاگ
در كل اینترنت
تماس با ما